پاورقی,حمید اسماعیل زاده

تجربه‌های ذهن من تمامش در یک پاورقی است. من از این که در متن باشم نمی‌ترسم؛ اما گاهی باید سری هم به پاورقی زد؛ بعضی وقت‌ها حرف مهمی دارد؛ حرفی که جایش فقط در پاورقی است...
تجربه‌های ذهن من تمامش در یک پاورقی است. من از این که در متن باشم نمی‌ترسم؛ اما گاهی باید سری هم به پاورقی زد؛ بعضی وقت‌ها حرف مهمی دارد؛ حرفی که جایش فقط در پاورقی است...




تلگرام؟!

روم به دیوار، می‌تونین توی کانال زیر مطالب وبلاگم رو دنبال کنین :(
@Pavaraqiha


پیام های کوتاه
بایگانی
-->

3 ماه بدون تعطیلی

چهارشنبه, ۴ تیر ۱۳۹۳، ۰۱:۱۲ ق.ظ

همه‌ی این پانصد و خرده‌ای کیلومتر یک طرف، این 150 کیلومتر آخرش یک طرف.

یعنی جانم به لبم رسید، کیلومتر به کیلومتر این مسیر را می‌شمردم و منتظر بودم که برسم.

بالاخره رسیدم، ساعت 12 و 51 دقیقه‌ی بامداد است و من بعد از دو ماه دوباره برگشتم به شهرم سبزوار.

فکر می‌کنم 3 ماهِ بدون تعطیلیِ سخت و البته شیرینی داشته باشم.

بیش از هر چیز، عاشق کویرم. به هیچ وجه شب و تماشای بی پایان ستاره‌های آسمان کویر را، عوض نمی‌کنم با هیچ چیز دیگر این دنیا.

واقعاً نمی‌فهمم، مردم شهری که آسمانش ستاره ندارد، از این دنیا چه لذّتی می‌برند.

نظرات  (۴)

سلام
تیکه عایا؟شهر ما رو مسخره میکنی؟
من موندم شهری که رطوبت 99% و تو هر کوچه ای یه درخت نداره مردمش از این دنیا چه لذتی می برند؟ (تلافی!)
یا علی
پاسخ:
سلام،
فهمیدی منظورم رشت بود؟
تلافی ات هم قشنگ بود.
۰۴ تیر ۹۳ ، ۱۴:۳۹ محمد دارینی
آخ گفتی!!!!!!!!!!
نمی دونستم وگرنه چند وقت پیش رفتم یه جایی بهت میگفتم بیای
پاسخ:
کجا نامرد؟
عکاسی؟
۰۷ تیر ۹۳ ، ۱۲:۳۵ چشم چشم دو ابرو
تو که دیگه رشت اومدی این حرفا ازت بعیده ...

همون که میلاد گفت !!!

راستی !!!
12 و 51 دقیقه بامداد هم داریم مگه ؟؟؟
پاسخ:
همون 51 دقیقه بامداد دیگه،
چشم اصلاح می‌کنم آقا معلم
۰۷ تیر ۹۳ ، ۲۱:۴۸ تبسم بهار
من موندم شهری که توش حرم نداره ، مردم چجوری توش نفس میکشن ؟
پاسخ:
300 کیلومتر تا حرم امام رضا که مسیری نیست.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی