پاورقی,حمید اسماعیل زاده

تجربه‌های ذهن من تمامش در یک پاورقی است. من از این که در متن باشم نمی‌ترسم؛ اما گاهی باید سری هم به پاورقی زد؛ بعضی وقت‌ها حرف مهمی دارد؛ حرفی که جایش فقط در پاورقی است...
تجربه‌های ذهن من تمامش در یک پاورقی است. من از این که در متن باشم نمی‌ترسم؛ اما گاهی باید سری هم به پاورقی زد؛ بعضی وقت‌ها حرف مهمی دارد؛ حرفی که جایش فقط در پاورقی است...




تلگرام؟!

روم به دیوار، می‌تونین توی کانال زیر مطالب وبلاگم رو دنبال کنین :(
@Pavaraqiha


پیام های کوتاه
بایگانی
محبوب ترین مطالب
-->

علاقه به تحصیل

پنجشنبه, ۲۹ خرداد ۱۳۹۳، ۰۲:۳۰ ب.ظ

بچه‌تر از حالا که بودم(دوران ابتدایی) امتحانات آخر سال که تمام می‌شد، با کتاب به مثابه‌ی یک دشمن خونی برخورد می‌کردم. فکر کنم همه‌مان همینطور بودیم، از مدرسه که برمی‌گشتم، تمام کوچه پر بود از برگه‌های کتاب که بچه‌های مشتاق علم و تحصیل در کوچه ریخته بودند.

یعنی شدت علاقه‌مان به تحصیل اینقدر بود!

***

به هیچ وجه به اینکه من ایّام امتحاناتم هست، ربط ندارد، فکر بی‌جا نکنید!

 

 اینجا رو هم حتماً ببینید

نظرات  (۱۱)

۲۹ خرداد ۹۳ ، ۱۴:۴۴ هادی سیاوش کیا
به هیچ وجه به اینکه من ایّام امتحاناتم هست، ربط ندارد، فکر بی‌جا نکنید!
پاسخ:
عجب!
سلام
شرمنده من فکر بیجا کردم قبل از اینکه به آخرش برسم
یاا...
پاسخ:
دشمنت کور شه
سلام
ای کاش آخرش این کتاب جدید رو هم میذاشتی که دلیل علاقه بچه های این دوره رو هم نشون بدی...
http://arbooks.ir/
یا علی
پاسخ:
سلام، چشم حتماً اصلا یادم نبود.
واقعا این بچه‌ها بعدا چه خاطراتی خواهند داشت؟
فک کنم منظورت به هیچ وجه بود
پاسخ:
درسته، اصلاح شد
۳۰ خرداد ۹۳ ، ۱۸:۴۹ محمد دارینی
زیباست!!!!!!!!!!!!!!
پاسخ:
ممنون
من که اینطور نبودم!
الان که بزرگ شدم و عقلم میرسه البته هستم !
پاسخ:
همه همینطوریم!
البته با شدت و ضعف!
۳۱ خرداد ۹۳ ، ۰۸:۴۵ ایمان صمدی نیا
به معرفت خودم قبطه می خورم که این طور نبودم،
می گم شاید اگه شما این شعر رو بلد بودید ، این حرف رو نمی زدید،
بنده حکم می کنم شما برگردی دوم دبستان و این شعر رو بخونی:
من یار مهربانم
دانا و خوش زبانم
...
پاسخ:
این شعر مال زمان ما نبود، البته شاید هم اون روز که این شعر رو درس میدادن مدرسه نرفته بودم
۳۱ خرداد ۹۳ ، ۱۲:۳۵ سیدجلیل عربشاهی
آدرس وبلاگ جدیدمhttp://tahbarg.blog.ir/
پاسخ:
چشم، حتما سر می زنم
به خودت نگیر
پاسخ:
نگرفتم
چیه شاهکاراتو کم کم رو میکنی
گفتم نظراتت ده تا بشه
میدونستی خیلی نمکدونی
پاسخ:
نمکدونی از خودتونه، قدم رنجه کردید
۰۱ تیر ۹۳ ، ۲۰:۳۵ دکـ لـ مـ هـ
من که به شکل خشنی کتابارو آتیش میزدم111111


البته اینا بخاطر اون فیلمای خشنی بود که از تلوزیون میدیم...

وگرنه انسان که به ذاته خشن نیست!!! نه فروید؟؟؟ :))
پاسخ:
:\

من می‌تونم حرفی برای زدن داشته باشم!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی