پاورقی,حمید اسماعیل زاده

تجربه‌های ذهن من تمامش در یک پاورقی است. من از این که در متن باشم نمی‌ترسم؛ اما گاهی باید سری هم به پاورقی زد؛ بعضی وقت‌ها حرف مهمی دارد؛ حرفی که جایش فقط در پاورقی است...
تجربه‌های ذهن من تمامش در یک پاورقی است. من از این که در متن باشم نمی‌ترسم؛ اما گاهی باید سری هم به پاورقی زد؛ بعضی وقت‌ها حرف مهمی دارد؛ حرفی که جایش فقط در پاورقی است...




تلگرام؟!

روم به دیوار، می‌تونین توی کانال زیر مطالب وبلاگم رو دنبال کنین :(
@Pavaraqiha


پیام های کوتاه
بایگانی
-->

به وضع خودم آگاهم

پنجشنبه, ۲۲ خرداد ۱۳۹۳، ۰۵:۰۰ ب.ظ

روایات را زیاد خوانده‌ام. داستان‌های حقیقی را هم زیاد شنیده‌ام. از وضع خودم هم به خوبی مطّلعم.

وضع خودم را خوب می‌دانم. خیلی خوب. ویژگی‌های یک منتظر را هم خوب می‌دانم.

ویژگی‌های دوران پیش از ظهور را هم خوب می‌دانم.

البته به وضع خودم آگاه‌ترم.

با این همه منتظر نیستم، فقط می‌دانم که باید کسی ... نه حتّی می‌دانم درست نیست که فکر کنم حتماً یکی باید بیاید تا ما درست شویم؛

یعنی می‌دانم این‌که فقط بنشینی و مدام بگویی آقا کجایی و کی میایی و منتظرت هستم، اشتباه است. البته فقط.

می‌دانم وضع خودم را.

خورشید پشت ابر بودنشان را هم می‌دانم، پس می‌دانم که نباید دست روی دست بگذارم تا ظهور، هم الآن هم می‌شود که روشن شوم.

نه این‌که دیگر دعا نکنم، نه، می‌دانم که برای ظهورش باید زیاد دعا کنم.

البته به وضع خودم آگاهم.

منتظر نیستم، منتظر، مثل تشنه‌ای که در بیابان آب می‌طلبد، گفتم که به وضع خودم آگاهم.

ولی شاید مثل غریقی که وسط اقیانوس روی پاره چوبی شناور است و امیدش فقط به خداست، هنگام غرق شدن‌هایم امیدم به حجتش است، بعد از خودش.

ولی می‌ترسم به خیال اینکه لب ساحل نشسته‌ام، وقتی به خودم بیایم که دور و برم را تا زیر پاهایم آب گرفته است، می‌دانی که؟ به وضع خودم آگاهم.

 

هرچند که خسته‌ایم از این حال نیا!

شرمنده اگر ندارد اشکال نیا!

ما خطّ تمام نامه‌هامان کوفی‌ست

آقای گلم زبان من لال نیا!

  

موجی‌های دیگر:

من الغریب الی الحبیب (سرگذر)

دعوتنامه برای آقایمان... (دربست)

برسد به دست آقا (مثبت منفی)

فکس نامه (ضربدر)

ته برگ

نظرات  (۷)

۲۳ خرداد ۹۳ ، ۱۰:۴۳ هادی سیاوش کیا
موجی خودتی
پاسخ:
هستی خبر نداری!
منم خبر نداشتم، یکی دیگه بهم گفت
سلام منتظر
همین که وضع خودمان را می دانیم جای شکرش باقی است باز بهتر از توهم و جهل مرکب است.
مگر نمی شود با یخچال خالی مهمان دعوت کرد؟! اگر مهمان فهمیده باشد که هست پس می شود. به قول قدیمیا مهمان برای دل باز میاد نه در باز...
میلاد منتقم مبارک
پاسخ:
سلام، بله، موافقم
ان شاالله
می دانم که باید منتظرانی باشیم نه از جنس انتظار
ولی حال خودم را بهتر می دانم
این روز ها دعایم این است که منتظری باشم از جنس انتظار ،لااقل اگر به انتظار بنشینم با کسی مرا چه کار ،اما خدا نرساند روزی را که در جهت محیط به حرکت بیفتم
یاا...
حوصله نکردم بخونم .
پاسخ:
ممنون، بله همونطور که فرمودید اون قسمت رو باید اصلاح کنم؛ البته در مورد دومی هم قبول دارم که اشاره به واقعه‌ی تاریخی سال 1948 داره.
۲۶ خرداد ۹۳ ، ۲۰:۴۸ محمدجواد کرامتی
عجب موج عظیمیه!
نبردت!!!


آدمی که منتظر است،
هیچ نشانه ای ندارد...!
فقط با هر صدایی بر میگردد!
ممنون . فکر نمیکردم تا این حد ! به گفته ها و ناگفته های مخاطباتون اهمیت بدید . به هر حال من فکر میکنم مورد سومی هم جای تامل داره .
پاسخ:
باز هم ممنون
۱۷ تیر ۹۳ ، ۰۳:۱۱ سید جواد موسویان
ما اینو انگشت نزدیم ها ...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی