پاورقی,حمید اسماعیل زاده

تجربه‌های ذهن من تمامش در یک پاورقی است. من از این که در متن باشم نمی‌ترسم؛ اما گاهی باید سری هم به پاورقی زد؛ بعضی وقت‌ها حرف مهمی دارد؛ حرفی که جایش فقط در پاورقی است...
تجربه‌های ذهن من تمامش در یک پاورقی است. من از این که در متن باشم نمی‌ترسم؛ اما گاهی باید سری هم به پاورقی زد؛ بعضی وقت‌ها حرف مهمی دارد؛ حرفی که جایش فقط در پاورقی است...




تلگرام؟!

روم به دیوار، می‌تونین توی کانال زیر مطالب وبلاگم رو دنبال کنین :(
@Pavaraqiha


پیام های کوتاه
بایگانی
محبوب ترین مطالب
-->

گیر و گور

چهارشنبه, ۱۱ دی ۱۳۹۲، ۱۱:۲۶ ب.ظ

حتماً گیری، گوری داشته‌ام، که باید از هزار کیلومتر آن طرف‌ترش حرکت کنم و تا 220 کیلومتری‌اش برسم، ولی حق نداشته باشم کیلومتری جلوتر بروم، آن‌هم شبی که همه، حتّی پیاده خود را به آنجا می‌رسانند؛

حتّی ثامن الحجج[1] هم اتوبوس رایگان گذاشته بود.

حتماً گیری، گوری داشته‌ام.

فقط دل‌خوشی‌ام این بود که شب شهادت، مدّاح نوجوان هیئت‌مان، آن‌هم آخرین شب هیئت، بدجور دلم را برد ...



[1] ثامن الحجج، علاوه بر لقب صاحب اصلی‌اش، مدّتی‌ست در شهر ما، صاحب دیگری هم پیدا کرده.

نظرات  (۷)

۱۲ دی ۹۲ ، ۱۲:۳۲ تبسم بهار
حرم آنجاست که دل آنجاست ...

قربونشون برم ...

مکن رد دست های میهمان را
عطا کن کیسه های زعفران را ...
پاسخ:
به یه مثقال زغفرون هم قانعیم ها ...
بله جانم
حتما گیر و گوری بوده
پاسخ:
ممنون جانم، که یادآوری کردی
حتما بوده، حتما
۱۴ دی ۹۲ ، ۱۸:۰۹ بی تعارف
شک نکن! حتما گیر و گوری داشتی :)))
::
این ثامن همیشه تو کار هدیه های معنویه ها...
پاسخ:
شصت درصد
۱۵ دی ۹۲ ، ۱۴:۲۰ سید جواد میرحسینی
ممنون که نقد نوشتی
پاسخ:
حالا چرا می زنی، ببخشید دیگه.
۱۵ دی ۹۲ ، ۱۷:۳۲ تبسم بهار
از کریم باید زیاد خواست
زیااااااااااااد
پاسخ:
بعله
۱۶ دی ۹۲ ، ۲۳:۰۶ پیاده رو
سلام همونی که صداشو پخش کردی؟!!!!!!!!!
پاسخ:
آره، حرفی داری؟ ها؟!
۱۸ دی ۹۲ ، ۲۲:۲۱ چشم چشم دو ابرو
حتما گیر و گوری داشتیم که ...
پاسخ:
حتما

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی