پاورقی,حمید اسماعیل زاده

تجربه‌های ذهن من تمامش در یک پاورقی است. من از این که در متن باشم نمی‌ترسم؛ اما گاهی باید سری هم به پاورقی زد؛ بعضی وقت‌ها حرف مهمی دارد؛ حرفی که جایش فقط در پاورقی است...
تجربه‌های ذهن من تمامش در یک پاورقی است. من از این که در متن باشم نمی‌ترسم؛ اما گاهی باید سری هم به پاورقی زد؛ بعضی وقت‌ها حرف مهمی دارد؛ حرفی که جایش فقط در پاورقی است...




تلگرام؟!

روم به دیوار، می‌تونین توی کانال زیر مطالب وبلاگم رو دنبال کنین :(
@Pavaraqiha


پیام های کوتاه
بایگانی
-->

دفترخونه‌تون پسره یا دختر؟!

دوشنبه, ۱۲ بهمن ۱۳۹۴، ۰۸:۱۰ ق.ظ

آدم عق‌ش می‌گیره وقتی این سریال رو می‌بینه. به زور می‌شه چند تا دیالوگ معمولی توش پیدا کرد. معمولی یعنی دیالوگی مثل دیالوگای رایج بین مردم نه جمله‌ها و اصطلاحاتی که توی فیلم‌فارسی‌ها و فیلم‌های 30 یا 40 سال پیش، اون هم به ندرت شنیده می‌شد.

از بهزاد فراهانی بگیر تا آهی امیرعلی که دیشب توی سریال، جمله‌ای گفت بس نغز.

لادن گفت: جلوی اوّلین دفترخونه بایست(تا طلاقم رو بگیرم)

آهی گفت: مادر نزائیده دفترخونه‌ای که طلاق زنمو ازم بگیره.

باز اگه فیلم طنز بود آدم می‌خندید، ولی آخه من موندم این چه مدل دیالوگ‌هاییه!

جدیداً دفترخونه‌ها رو مادرها می‌زان؟!

 

والا!

نظرات  (۳)

۱۲ بهمن ۹۴ ، ۱۴:۳۳ وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
هه دست نویسنده هاشون دردنکنه
پاسخ:
دست سعید نعمت الله درد نکنه
۱۲ بهمن ۹۴ ، ۱۶:۳۱ امید شریفی
شاید دفترخونه ها هم زایده میشن و ما خبر نداریم...
پاسخ:
:)
۱۴ بهمن ۹۴ ، ۱۶:۵۷ محمد دارینی
چجور خودت میگی فلان داستان زاییده ذهن مخاطبه. یعنی ذهن زاییده اون داستان رو.
حالا میگی دفتر خونه نمیتونه زاییده بشه؟
پاسخ:
داستان رو ذهن میزاید نه مادر. دفترخونه رو هم مثلا دولت میزاید نه مادر.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی