پاورقی,حمید اسماعیل زاده

تجربه‌های ذهن من تمامش در یک پاورقی است. من از این که در متن باشم نمی‌ترسم؛ اما گاهی باید سری هم به پاورقی زد؛ بعضی وقت‌ها حرف مهمی دارد؛ حرفی که جایش فقط در پاورقی است...
تجربه‌های ذهن من تمامش در یک پاورقی است. من از این که در متن باشم نمی‌ترسم؛ اما گاهی باید سری هم به پاورقی زد؛ بعضی وقت‌ها حرف مهمی دارد؛ حرفی که جایش فقط در پاورقی است...




تلگرام؟!

روم به دیوار، می‌تونین توی کانال زیر مطالب وبلاگم رو دنبال کنین :(
@Pavaraqiha


پیام های کوتاه
بایگانی
-->

اوداج اربعه!

يكشنبه, ۱ شهریور ۱۳۹۴، ۰۳:۳۵ ب.ظ

فرهنگ اصطلاحات طلاب

کتاب "فرهنگ اصطلاحات طلاب" از جهتی خبر از یک فاجعه می‌دهد و از جهتی هم، البته شاید! یک حرکت خوب و مفید است که باز هم آبستن همان فاجعه است.

تا قبل از اینکه مقدمه‌ی کتاب را بخوانم اینقدر بدبین نبودم و این کتاب را صرفاً یک کتاب فرهنگ، آن هم فقط و فقط برای طلبه‌ها می‌دانستم. یعنی این کتاب برای طلبه نوشته شده است تا اگر در ادبیّات تدریس اساتید و متون کتب به عباراتی از این دست برخورد کرد، بتواند به این فرهنگ رجوع کند و معنای اصطلاح یا لغت را بفهمد، که خب برای این نوشته نشده است.

امّا فاجعه آن جا بود که مقدّمه‌ی کتاب را خواندم: "شاید تا به حال، با فردی روحانی برخورد کرده‌اید و عباراتی را از او شنیده‌اید و معنای آن‌ها را به وضوح درک نکرده‌اید! ... که ادبیّاتی اختصاصی را برای آن‌ها به وجود آورده است."

یاد لطیفه‌ای افتادم، وقتی این مقدّمه را خواندم. لطیفه این بود: دو نفر بعد از نماز به سراغ امام جماعت می‌روند تا طریقه‌ی ذبح گوسفند را بپرسند. اوّلی می‌پرسد و امام جواب می‌دهد: فَری اوداج اربعه بید المسلم مع آلات الحدیدیة حلال و الا فلا. اوّلی از دوّمی می‌پرسد: امام چی گفت؟! دوّمی جواب می‌دهد: ساکت باش، امام دارن دعا می‌خونن!

 

کار به جایی رسیده که اینقدر با ادبیّاتی تخصصی و غیر معمول و حتّی در بعضی موارد ساختگی، صحبت کرده‌ایم که حالا باید کتابی چاپ بشود تا حرف‌هایمان را برای مردم ترجمه کند!

هدف و قصد نویسنده را نمی‌دانم، اصلاً هم وجود این کتاب را بد نمی‌دانم، که شاید نیاز هم باشد که در تاریخ بماند. ولی چرایی چاپ کتابی این‌چنین، سال‌هاست که آزارم می‌دهد.

البته این تخصصی صحبت کردن و استفاده از کلمات غیرفارسی فقط مشکل طلبه‌ها نیست، دانشجوهای رشته‌های پزشکی و کامپیوتر و ... هم به همین مرض مبتلا هستند.

نظرات  (۹)

۰۱ شهریور ۹۴ ، ۱۵:۵۶ محسن هاشم آبادی
فرمونی که میگن
همیناس؟
پاسخ:
دقیقا
۰۱ شهریور ۹۴ ، ۱۵:۵۶ محسن هاشم آبادی
فهمیدم
جلدش اینطوریه
با این ادبیاتی که شما پیش گرفتید فکر کنم جا داشت دو تا هم سیلی میخوابوندید زیر گوش نویسنده ی کتاب...
پاسخ:
:)
گفتم که در مورد علت چرایی چاپ این کتاب نظر دادم نه نویسنده کتاب.
روحانی اصلاح شود جامعه اصلاح می شود :)
امام خمینی (ره)
پاسخ:
الله اکبر
الله اکبر
خمینی رهبر

درود بر شما
۰۱ شهریور ۹۴ ، ۲۲:۵۳ محمد دارینی
با متنت خو نگرفتم.



شرمنده من بلد نیستم بگم «حرفی نداشت» !!!
پاسخ:
ممنون

اون کامنتم رو باید اصلاح کنم، منظورم این بود که حرف نداشت.
۰۳ شهریور ۹۴ ، ۱۲:۳۱ هادی سیاوش کیا
یعنی من بخوام برم یه سوال ساده از روحانی‎مون بپرسم باید برم این کتاب رو با این عظمت بخونم؟!

من که سوالی ندارم؛ شما رو نمی‎دونم.
پاسخ:
نه
۰۳ شهریور ۹۴ ، ۱۲:۳۴ هادی سیاوش کیا
بند اول:
خبری از یک فاجعه بودن خوب نیست؟
شما گفتی از جهتی اینه، از جهت اونه. دوتاش یکیه به نظرم.
پاسخ:
دو تاش یکیه، ولی نگاه و جهت تفاوت داره.
۰۸ شهریور ۹۴ ، ۰۶:۲۸ مرتضی استاجی
وفقک الله فی الدارین
پاسخ:
ایدکم الله اخوی :)
والا از اونجایی که طلبه نیستم
مشکلی با کتاب نداشتم با تعریفات شما !!
پس اصولا این کتاب مال ماس که سر از حرفای شما طلاب دراوریم!!! خب مینوشتند کتابی مخصوص پا منبر روندگان طلااب !! (چه اسمی گذاشتم)
ولی خب البته قبول کنیذ گاهی خیییلی سخت حرف میزنید.
پاسخ:
منم که همینو گفتم.
یقینا این کتاب برای شما خوبه، تا به قول خودتون سر از حرف‌های ما دربیارید.
مشکلم با خودمونه.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی