پاورقی,حمید اسماعیل زاده

تجربه‌های ذهن من تمامش در یک پاورقی است. من از این که در متن باشم نمی‌ترسم؛ اما گاهی باید سری هم به پاورقی زد؛ بعضی وقت‌ها حرف مهمی دارد؛ حرفی که جایش فقط در پاورقی است...
تجربه‌های ذهن من تمامش در یک پاورقی است. من از این که در متن باشم نمی‌ترسم؛ اما گاهی باید سری هم به پاورقی زد؛ بعضی وقت‌ها حرف مهمی دارد؛ حرفی که جایش فقط در پاورقی است...




تلگرام؟!

روم به دیوار، می‌تونین توی کانال زیر مطالب وبلاگم رو دنبال کنین :(
@Pavaraqiha


پیام های کوتاه
بایگانی
-->

عبرتی برای آیندگان

سه شنبه, ۱۳ مرداد ۱۳۹۴، ۱۱:۳۲ ق.ظ

چرا وبلاگ ننویسم؟

مثلاً وقتی این اتّفاق (+) (+) (+) برایم افتاد و هیچ کسی نبود که حرفم را با او بزنم و داشتم غمباد می‌گرفتم، باید چه کار می‌کردم؟!

مثلاً‌ وقتی رفته بودم زیارت اربعین با پای پیاده، و آن همه شگفتی دیدم و مسحورشان شده بودم، چطوری باید آن شگفتی را به بقیه هم نشان می‌دادم تا آنها هم بروند؟!

یا مثلاً وقتی کتاب خوبی می‌خوانم و از اینکه آن کتاب را خوانده ام می‌خواهم بال در بیاورم، چطوری باید آن کتاب را تبلیغ کنم؟ مگر من با چند نفر به طور چهره به چهره ارتباط دارم که کتاب را دستم بگیرم و آن را تبلیغ کنم؟! یا یک فیلم را.

یا وقتی از اتفاقی (+) (+) حرصم می‌گیرد چطوری باید نشان بدهم که من چقدر از این حرکات حالت تهوع بهم دست می‌دهد؟

***

به این فکر می‌کردم که وبلاگم در این عالم تاثیری هم می‌گذارد؟ وبلاگم می‌تواند جریان‌ساز باشد؟ مثلاً این وبلاگ دردی از بچه‌های فلسطین دوا می‌کند؟ یا خاری می‌شود توی چشم داعشی‌ها؟ یا می‌تواند یک کتاب خوب به یک دانش‌آموز یا جوان معرفی کند؟ یا مشکلی از زندگی کسی حل می‌کند؟!

خیالم راحت است که حداقل، وبلاگم، سال‌ها بعد شاید بشود یک درس عبرت برای آیندگان تا بفهمند که چه موجودی در گذشته زندگی کرده است و از زندگی‌اش درس عبرت بگیرند.

قرار بود از این بنویسم که "چرا وبلاگ می‌نویسیم؟" ولی هر چه فکر کردم دیدم چرا نباید بنویسیم؟

  

موجی‌های "چرا وبلاگ می‌نویسم؟":

سرگذر .:::. کاه‌گل .:::. سیاه‌سفید .:::. سنگ‌انداز .:::. کوره‌پزخونه .:::. دربست

نظرات  (۹)

خب تعریف کنید برای دیگران
وگرنه همون غمباد می گیرید :)

چرا بناید وبلاگ بنویسید؟
مگه کار خلاف شرعه
اتفاقا خوبه فضای مجازی با مطالب خوب پر بشه
نه مطالب چرت و چرندی که فراوانه
پاسخ:
سخن از زبان ما می‌گویی؟!
دو خط آخرت نابودم کرد .
پاسخ:
خرابیتم علی جان.
۱۴ مرداد ۹۴ ، ۱۳:۱۲ ابوالفضل گلستانی
آقا! تاثیر داره!!!!!!!!!!!!! چرت و چرندیات تو وب ها معنی نداره........................
اصل همون وبیه که دوستش دارم معرفی میکنم.......


وب خودم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
پاسخ:
:)
اون جواب وبلاگ کاه گل خیلی باحال بود
با گاو
قشنگ ادمو توجیه کرده خخ
پاسخ:
بله خیلی قشنگ بود، توی وبلاگش کامنت بذارید تا از نظرتون استفاده کنه بهتره.
۱۴ مرداد ۹۴ ، ۱۸:۲۷ وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
فعلا دارم تامل میکنم*
چرا نباید بنویسم؟

*خیلی ژشت متفکرانه هم گرفتم یه دستی دارم تایپ میکنم O_o
پاسخ:
o_O
۱۵ مرداد ۹۴ ، ۱۲:۲۵ محمد دارینی
نوشته خوبی بود.
پاسخ:
ممنون
من هم هر وقت به این فکر میکنم که چرا باید وبلاگ برسیم
به این سوال میرسم
که اصلا چرا نباید بنویسم!

اگر هجویات به خورد ملت ندیم و یه سری اهداف واسه خودمون داشته باشیم - مث همونایی که شما گفتید فلسطینی ها و ... - بین. نوشتن و ننوشتن نوشتنو انتخاب کنیم تا لااقل تن و فکر و ذهنمون تنبل نشه و بدونه که قراره کارای مهمتری انجام بده .
وبلاگ نویسی رو مقدمه ی یه کار بزرگ هم میشه دونست
پاسخ:
آفرین. احسنت، همینه
۱۷ مرداد ۹۴ ، ۱۶:۴۲ سید مجتبی امین
همه ی آنچه من نیز به خاطر آن می نویسم همین بود که فرمودین
ولی حیف قلم خوبی ندارم
اون طور که باید
۲۰ آبان ۹۴ ، ۰۰:۰۱ دکـ لـ مـ هـ
چرا وبلاگ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اومدم اینجا کامنت بذارم! شد پست :))

http://deklameh.blog.ir/1394/08/19
پاسخ:
خوندم و نظر دادم داداش

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی