پاورقی,حمید اسماعیل زاده

تجربه‌های ذهن من تمامش در یک پاورقی است. من از این که در متن باشم نمی‌ترسم؛ اما گاهی باید سری هم به پاورقی زد؛ بعضی وقت‌ها حرف مهمی دارد؛ حرفی که جایش فقط در پاورقی است...
تجربه‌های ذهن من تمامش در یک پاورقی است. من از این که در متن باشم نمی‌ترسم؛ اما گاهی باید سری هم به پاورقی زد؛ بعضی وقت‌ها حرف مهمی دارد؛ حرفی که جایش فقط در پاورقی است...




تلگرام؟!

روم به دیوار، می‌تونین توی کانال زیر مطالب وبلاگم رو دنبال کنین :(
@Pavaraqiha


پیام های کوتاه
بایگانی
-->

معجزة عادّی

جمعه, ۱۵ خرداد ۱۳۹۴، ۱۱:۲۰ ب.ظ

کارم فقط با معجزه درست می‌شه.

سخته برام وقتی امور عادّیم رو با معجزه بخوام حل کنم. سخت‌تر می‌شه وقتی که نفهمم چی عادّیه و چی نه.

شاید دارم خودم رو راحت می‌کنم که نباید "اعتماد به نفس" داشت و باید "اعتماد به الله" داشت، تا صحّه بذرام روی تنبلی‌هام و ضعف‌هام، و "من که چیزی از خودم ندارم" و این حرف‌ها بشه توجیه اشتباهام.

می‌گفت: گاهی کار را به بحران می‌کشیم تا بحران توجیه اشتباهات‌مان بشود.

امّا می‌دونم که نمی‌تونم، از توانم خارج شده، باید خرق عادتی بشه و معجزه‌ای، باید عصای موسایی باشه و ید بیضایی.

از دستم دیگه خارج شده، مدتیه که این‌طوری‌ام.

کاش حداقل معجزه‌ای بیاد و راه عادّیش رو نشونم بده.

 

إِلَهِی کَأَنِّی بِنَفْسِی وَاقِفَهٌ بَیْنَ یَدَیْکَ وَ قَدْ أَظَلَّهَا حُسْنُ تَوَکُّلِی عَلَیْکَ

عبارتی از مناجات شعبانیه که همیشه موقع خوندن مناجات، چند دقیقه‌ای منو مشغول خودش می‌کنه.

نظرات  (۷)

خدا انشاالله به ما توفیق شکسته شدن در این ماه و ماه بعدش رو بده .
الهی آمین
۱۷ خرداد ۹۴ ، ۱۳:۵۲ سیدجلیل عربشاهی
کی می‌گفت؟!
چه قد خوب بود
پاسخ:
خواهش می‌کنم.
دقیقا چی خوب بود؟!
هیچی...همین دیگه دقیق تر از این
گاهی که همه چی بحرانی میشه ،عادی ترین روش ها خرق عادت میشن
پاسخ:
عجب جمله ای!
من همون گاوم که هیچی حالیم نیس. منم عقل گاویم رو زندونی کردم و منتظر یه معجزه ام. شما که اهل فنید، ممکنه در مورد گاوها هم معجزه ای رخ بده؟!!! مثلاً ییهو آدم بشن یا یه چراغ جادو پیدا کنن یا لااقل نه من شیر بدن محض دلخوشی حالا بعدش با لگد نقش بر زمینشون کردن خیالی نیس. یه امیدکی دارن که لااقل می تونن دوباره شیر بدن و دوباره بریزنش و .... الی آخر. مثل آدمها که هی توبه می کنن و هی از توبه شون توبه می کنن. اوووووه چقدر حرف زدم.
بس که دلم پره.
من هم برای خودم بحران درست کردم عمدا. آخه می دونم عقلم و قلبم و اعضاء و جوارحم توان مدیریت بحران ندارن، می خوام اینجوری از شرشون راحت بشم که کاری به کارم نداشته باشن.
۲۳ خرداد ۹۴ ، ۱۹:۳۵ محمد دارینی
شما خودت معجزه ای حمید جان!

اونجوری که دیگه معجزه در معجزه میشه!
من تا حالا معجزه تو زندگیم دیدم
ته ته همه نامیدی ها و سختی ها و تاریکی ها
خدایی هم هست
خووووب جوابتو می ده خوووب

ولی نه شعار

اگه قبلش تمام تلاشتو کرده باشی و سختی کشیده باشی و نشون داده باشی بنده ی کدوم خدایی
جوابت رو می ده و نشون می ده عجبب خداییه

فک کنم خیلی از ادم ها تجربه کرده باشن این حس رو
من بش می گم لبخند خدا :)

کارهای کوچیکی که برای ما خیییلی بزرگه
می گیم مرگ و زندگی مون بش بنده
ولی وقتی خسته خسته ای
خدا با ی اشاره همه چی رو روبرا می کنه
و بت لبخند می زنه
فقط شکر و دیگر هیچ ...
پاسخ:
صحیح

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی