پاورقی,حمید اسماعیل زاده

تجربه‌های ذهن من تمامش در یک پاورقی است. من از این که در متن باشم نمی‌ترسم؛ اما گاهی باید سری هم به پاورقی زد؛ بعضی وقت‌ها حرف مهمی دارد؛ حرفی که جایش فقط در پاورقی است...
تجربه‌های ذهن من تمامش در یک پاورقی است. من از این که در متن باشم نمی‌ترسم؛ اما گاهی باید سری هم به پاورقی زد؛ بعضی وقت‌ها حرف مهمی دارد؛ حرفی که جایش فقط در پاورقی است...




تلگرام؟!

روم به دیوار، می‌تونین توی کانال زیر مطالب وبلاگم رو دنبال کنین :(
@Pavaraqiha


پیام های کوتاه
بایگانی
-->

گاو درون!

سه شنبه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۱:۱۱ ق.ظ

شبیه گاو شده‌ام این روزها.

شبیه گاوهای شیرده.

تازه خوب هم لگد می‌زنم،

به نُه من شیرم!

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۲/۱۵

نظرات  (۸)

سلام
حالت افراد بعد از خوندن عنوان این مطلب :
من :|
بلاگ :|
مدیریت دامنه های ایرانی :|
کرولر گوگل :/
ان شاء الله که خیره...
این رو جدی میگم، آدم بدونه یه گاوی درونش هست و سعی کنه رامش کنه بهتر از اینه که خودش رو آدم فرض کنه و سعی نکنه!
موفق باشی
سر بزن
یا علی
بنظرم خطرناک باشه!!!
پاسخ:
خعلی!
۱۵ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۸:۵۰ سیدجلیل عربشاهی
روابطتون با گوساله هاتون چطوره؟! «همه ی گوساله‌های من!» «این روزها هی می‌شینم و به این گوساله‌ها نگاه می‌کنم. آخه گاوم تازه زاییده، ایام امتحاناته...»

دو تا آسپرین وفاداری و سه تا آمپول با دقّتی و هفت بسته قرص برنامه‌ریزی؛ حالتون رو خوب میکنه....
پاسخ:
اونا فعلا دارن واسه خودشون می‌چرن...

آسپرین وفاداری؟!!! بادقتی؟ برنامه ریزی؟!
این گاو اون گاو نیست ها.
گاو ....خوبه باز تو نه من شیر خودش لگد میرنه بدش خر شدن ....ما این روزا خر شده ایم
پاسخ:
نفرمایید...
بله اون که به شیر بقیه لگد میزنه خره!
الان یه سوال برا من پیش اومد:
کودک درونت گاو شده یا شما کلا یه گاو درون هم داری؟
پاسخ:
یه گاو درون دارم!
۱۷ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۴:۴۱ مرتضی استاجی
تا اطلاع ثانوی نبینمت بهتره
چیز درونت فرق شیر و غیر شیر رو نمی فهمه که ...
پاسخ:
:)
گاوه دیگه!
این گاوی که میگین چی هست خوبه براتون سود خوبی اره؟
منم یه چیزی در درونم دارم که گاه بدتراز گاو وگاه درانسانیت کامل به سر می برد





بیایید گاو درونمان را پرورش دهید

برای این منظور عدد1 را به شماره یه 09157276258 اس کنید و مشاوره بگیرید


هر پیام100تومن






(ببخشید حمید جان اینجا کاسبی راه انداختم از بی وبلاگیه)
پاسخ:
راحت باش

خوش به حالتون. من که لگد می زنم به بخت خودم. لگد می زنم به پلهای پشت سرم. لگد می زنم به اونایی که می خوان نجاتم بدن. هیچی حالیم نیس فقط لگد میزنم. آخه نه من شیری در کار نیست. بی عرضه تر از این حرفام. از گاو هم فقط لگد زدنش رو یاد گرفتم. بلد نیستم مثل گاو مظلوم باشم و سرم رو بندازم پایین. کلاً گاوتر از این حرفام. آدم که نمی شم کاش لااقل یه گاو واقعی و جنتلمن بودم.
کلا حالم خرابه. محتاجم به ... یه یه دعای خالصانه... همین
پاسخ:
شما خیلی حالت بدتر از منه!

خدا من و شما رو شفا بده.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی