پاورقی,حمید اسماعیل زاده

تجربه‌های ذهن من تمامش در یک پاورقی است. من از این که در متن باشم نمی‌ترسم؛ اما گاهی باید سری هم به پاورقی زد؛ بعضی وقت‌ها حرف مهمی دارد؛ حرفی که جایش فقط در پاورقی است...
تجربه‌های ذهن من تمامش در یک پاورقی است. من از این که در متن باشم نمی‌ترسم؛ اما گاهی باید سری هم به پاورقی زد؛ بعضی وقت‌ها حرف مهمی دارد؛ حرفی که جایش فقط در پاورقی است...




تلگرام؟!

روم به دیوار، می‌تونین توی کانال زیر مطالب وبلاگم رو دنبال کنین :(
@Pavaraqiha


پیام های کوتاه
بایگانی
-->

زیارت نامه

جمعه, ۲۱ فروردين ۱۳۹۴، ۱۱:۲۱ ب.ظ

بسم الله الـــرحمن الرحیم

 

السلامُ

علی آدم صفوة الله

...

السلامُ علیکِ

یا بنتَ

موسی بنِ

جعفر

...

یا فاطمة

اشفعی لی

فی الجنة

***

رضا کلمه به کلمه از روی زیارت‌نامه می‌خواند و پدر و مادرش هم تکرار می‌کردند. اوّلین باری بود که به قم آمده بودند. مادر همیشه برای رضا می‌گفت آخرین باری که زیارت خواهر امام رضا علیه‌السلام آمده است اوّل ازدواج‌شان بوده. مادر همیشه حضرت معصومه را خواهر امام رضا صدا می‌زد. توی دهات همه همینطوری صدا می‌زدند، آخر دهاتی که رضا و خانواده‌اش در آن زندگی می‌کردند نزدیک مشهد بود. جمعة اوّل هر ماه زیارت مشهدشان ترک نمی‌شد. مادر توی یکی از همین سفرها از امام رضا خواسته بود که رضا ملّا بشود.

رضا که طلبه شد، مادرش فکر می‌کرد که طلبة مشهد می‌شود. نگو رضا طلبة قم شد و هزار کیلومتر از خانواده دور. آخر رضا هم صدقه سری امام رضا بود، بچه دار نمی‌شدند که. بعد بیست سال با عنایت امام رضا بچه دار شدند. رضا هم برایش سخت بود. ولی آنقدر مصمم بود در طلبگی‌اش که سختی را تحمل می‌کرد ولی طاقت گریه‌های مادرش را نداشت.

اوّلین شهریه‌اش را که گرفت، نذر کرد که پولی را هر ماه کنار بگذارد تا بتواند پدر و مادرش را به زیارت بیاورد. از غذایش می‌زد، چند ماه به چند ماه به روستا نمی‌رفت تا بتواند به اندازة کافی پول پس انداز کند.

حدود یک سالی گذشت و رضا شاید دو یا سه مرتبه به روستا رفته است. مادرش گلایه دارد ولی به زبان نمی‌آورد، پدر گاهی به زبان می‌آورد ولی خیال‌شان از بابت رضا راحت است، می‌دانند که او به خاطر درسش نمی‌تواند سر بزند، دل‌شان قرص بود که خواهر امام رضا هوایش را دارد.

بالاخره رضا به آرزویش رسید، بعد یک سال، آنقدر پول جمع کرده بود که بتواند یک سفر مفصل پدر و مادرش را به قم بیاورد. این اتفاق هم افتاد. مادر وقتی این خبر را شنید گریه‌اش گرفت و فهمیده بود که رضا چقدر سختی کشیده تا این پول را جمع کند، ولی به رویش نیاورد، عوضش کلی برایش دعا کرد. پیش هر کسی که می‌نشست رضا را دعا می‌کرد که قرار است ما به زیارت خواهر امام رضا ببرد، آن هم روز میلاد حضرت زهرا سلام‌الله علیها. کلّ روستا فهمیده بودند که رضا چه کار کرده است.

سواد که نداشتند، رضا کلمه به کلمه از روی زیارت‌نامه می‌خواند و آنها هم تکرار می‌کردند.

به نام فاطمه که می‌رسند، مادر گریه‌اش بلند می‌شود و دیگر نمی‌تواند زیارت‌نامه را بخواند، می‌نشیند روی زمین چیزهایی را با خودش زمزمه می‌کند که رضا فقط یا فاطمه هایش را می‌شنود.

بعد از آن سفر، مادر دیگر خواهر امام رضا نمی‌گوید، همیشه می‌گوید حضرت فاطمه معصومه.

 

***

چه برازنده است نام فاطمه برایت.

عالِمی توصیه می‌کرد که ایشان را به نام فاطمه سلام بدهید.

* عکس: روز میلاد حضرت زهرا، در حرم حضرت فاطمه معصومه، صحن عتیق، روبروی ایوان طلا

نظرات  (۹)

۲۱ فروردين ۹۴ ، ۲۳:۵۵ وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
منم چشم هام مثل چشم های مامان رضا شد ...


میشه حس کرد چه زیارت دلچسبی داشتند..
پاسخ:
قبول باشه
نرفتم نمی دونم از کی احتیاج ب این همه ریاضتم نداشته رفتنم ی کم خوبه فک کنیم این چیزا هنو وجود داره....
پاسخ:
بله، نه، شاید درست می‌فرمایید.

(به هیچ وجه کلماتی که نوشتید مفهومی رو انتقال نمی‌ده، البته از کند ذهنی بنده است)
نمی دونم مدلمه ....خندم گرفت
مقطع نویسی مفهموی و اولترا بیخود ! دیگه خودتان رو زیر سوال نبرید راضی نیستم به خدا
پاسخ:
?
خوش به حالشون..
به خاطر اون اشک ها ...
پاسخ:
خوش به حالشون
خوشکل بود.
خوشبحالت که روز میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها اونجا بودی!
پاسخ:
ممنون
باسلام
با افتخار سایت شما در لیست روزانه بازدید مجمع طلاب وبلاگ نویس قرار گرفت.
موفق باشید.
پاسخ:
با علیک سلام
ممنون
اول از همه عالی بود،دوم اینکه منم تحت تاثیر این همه صداقت و صافی شدم.بغض داره گلومو فشار میده...
السلام علیک یا فاطمه المعصومه
پاسخ:
ان شاالله زیارت قسمت شما هم بشه
حس خوبی داشت متن
دلم تنگ شد برا قم :(
چه دورانی داشتیم اونجا :(
پاسخ:
ان شاالله که زائر باشید همیشه
جوونی هام دانشجو بودم اونجا
هنوزم تک و تنها دلم بگیره سر می زنم قم
ولی فقط سالی چند بار
هر چی داشتم و دارم از حضرت معصومه ست

راستی
سایت خوبی دارید
خوشمان امد
موفق باشید

پاسخ:
حرم‌شون جای همه دلتنگ‌هاست.

نظر لطف شماست.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی