پاورقی,حمید اسماعیل زاده

تجربه‌های ذهن من تمامش در یک پاورقی است. من از این که در متن باشم نمی‌ترسم؛ اما گاهی باید سری هم به پاورقی زد؛ بعضی وقت‌ها حرف مهمی دارد؛ حرفی که جایش فقط در پاورقی است...
تجربه‌های ذهن من تمامش در یک پاورقی است. من از این که در متن باشم نمی‌ترسم؛ اما گاهی باید سری هم به پاورقی زد؛ بعضی وقت‌ها حرف مهمی دارد؛ حرفی که جایش فقط در پاورقی است...




تلگرام؟!

روم به دیوار، می‌تونین توی کانال زیر مطالب وبلاگم رو دنبال کنین :(
@Pavaraqiha


پیام های کوتاه
بایگانی
-->

حاشیه‌ای بر یادداشت‌های یک سفیر!

شنبه, ۱۳ دی ۱۳۹۳، ۰۲:۰۰ ب.ظ

تا این قسمت از یادداشت‌های یک سفیر، یعنی 5 قسمت گذشته، بین کامنت‌ها دو تا دوست عزیز نظراتی دادن در مورد ویژگی‌های یه سفرنامه. خیلی زیاد مشتاقم که بحث رو کامل کنن و در مورد قالب نوشته‌هام و این که قالب انتخابی من در نوشتن سفرنامه‌ی کربلا با محتوا سازگاری داره یا نه؟! نظر بدن. و این خواهشی است از هر کسی که این یادداشت‌ها رو خونده و می‌خونه.

ولی خودم به عنوان آغازکننده‌ی بحث از قالبی که انتخاب کردم کمی بگم. مقدمه‌اش توصیفی از رضا امیرخانی می‌گم؛ توی برنامه‌ی پارک ملّت امیرخانی گفت(تقریباً): من سعی می‌کنم عکس نگیرم. و به جاش اون صحنه رو با کلمات توصیف کنم و به خیال بیارمش.

به حرف آقا رضا شدیداً اعتقاد دارم. به این معنا که اگه قالب انتخابیت صرف متن باشه، حالا داستان، سفرنامه، خاطره یا ... باید خود متن مستقلا بار خودش رو به دوش بکشه و نیازی به چیزی اضافی نداشته باشه.

با این توضیح، قالبی که انتخاب کردم، که تا حدّی هم قالب جدیدیه در فضای امروزی که عکاسی راحت و سریع شده، قالب عکس و متنه. البته این که اسم این قالب چیه بمونه برای یه تحقیق مفصل.

مقابل یا به اصطلاح خودم اون ور بوم، میشه عکاسی مستند. یعنی عکس به خودی خود استقلال داره و همه‌ی حرفش رو می‌زنه. کافیه با همین کلید واژه توی گوگول! جستجو کنین.

شاید، بعضی از عکس‌هایی که شاید! در آینده بذارم جزء این دسته بشن.

پس با قالبی که انتخاب کردم، من هیچ یادداشتی در مورد مسجد کوفه نخواهم داشت، و همچنین مسجد سهله. با اینکه مطلبی هم برای هر دو نوشته‌ام. چون توی یادداشت قبلی گفتم که دوربینم داخل نجف خاموش بود.

آخر هم یه نکته‌ی دیگه که، خیلی برام مهمه که چرا باید این سفر رو با این قالب منعکس کنم؟ چرا از عکاسی مستند استفاده نکردم؟ چرا از نوشتاری مستقل از عکس استفاده نکردم؟

ممنون می‌شم کمک کنین تا یادداشت‌های یک سفیر به بهترین شکل ممکنش برسه.

***

یادداشت‌های یک سفیر (5)

یادداشت‌های یک سفیر (4)

یادداشت‌های یک سفیر (3)

یادداشت‌های یک سفیر (2)

یادداشت‌های یک سفیر (1)

نظرات  (۱۲)

۱۴ دی ۹۳ ، ۱۷:۳۲ هادی سیاوش کیا
ها؟!
پاسخ:
شما راحت باش
۱۴ دی ۹۳ ، ۲۱:۲۴ علی زاهدی
من هیچ نظری ندارم
پاسخ:
ممنون
من دیگه حرفی ندارم
۱۵ دی ۹۳ ، ۱۸:۰۲ حسین گلزار
اون صحبت امیر خانی رو شنیدم ... به نظرم درسته
کما این که وقتی امسال خودم کارم عجله ای شد و دی نودی که میخواستم ببرم رو نتونستم جور کنم
به اونجا که رسیده بودم توی راه گفتم چ خوب شد که نشد!
حتی گفتم چ خوب شد که گوشیمم عکس نمیگیره .. وگرنه بساطی داشتیم !
این شد که فقط یه روکردر ساده !

من که تا الان فقط عکساتو میدیدم .. و متن ها رو نخوندم اصلا ! (صداقت :D)
متنی که عکس رو همراهی میکنه ویژگی های خاص خودشو داره .... مثل متنیه که روی آهنگ سوار میشه
کار ندارم ما ایرانیا شعر رو غالبا روی آهنگ سوارمیکنیم و ریتم اون رو پیاده میکنیم ولی معمول تو دنیا اینه که برای چیزی که ما بهش میگیم ترانه سرا اون ها مینویسن words by فلانی
متن عکس هم یه همچین داستانیه به نظرم، نه دلنوشته اس، نه شعره، نه داستانکه، نه داستان، ...
متنه عکس متنه ! یا همون caption .... و هم ویژگی خاص خودشو در متن داره و هم ویژگی خاص خودش رو در حتی نوع چیدمان و ضمیمه شدن به عکس (حالا شاید یه شعر کپشن شد ولی کپشن شعر نیست !:D)
این که نوشته با چ اندازه ای و کجای عکس بیاد که خونده بشه خیلی خیلی مهمه .....
وگرنه من حتی توی عکس های خبری هم کپشن دیدم .. مثلا بی بی سی ، جالبه که حتما هم کپشن ها شو نو میخونم
پس به نظرم باید روی ویژگی متنی و فرمی و چینش متن تامل کرد ... حالا بیاد برگردم چند تا از متن ها تو بخونم ببینم چه مدلیه :)
..... خواستم اینها رو قبل از این که ذهنیتی شکل بگیره بگم.
پاسخ:
نمی‌دونستم کربلایی شدی.
قطعا همینطوره که می‌گی،‌وقتی دوربین داری یه وضعه، وقتی هم نداری وضعی دیگه.

ممنون از صداقتت. راستش هدف این یادداشت‌ها و تصاویر کنارش، اینه که متن و تصویر هر دو به کمک تصویرسازی ذهنی چیزی که می‌خوام بیان.

شیوه ی نسبتا جدید و جالب رو توی عکس های humans of the newyork میتونیم ببینیم. شاید بین عکس هایی که تا حالا گذاشتم 40 درصدش این ویژگی رو داشته باشن.

توضیحاتت خوب بود، شاید نمونه ایرانی و خوب این کار کتاب "پرسه در حوالی زندگی" باشه. عکاس کسی دیگر، نویسنده کسی دیگر. معرفیش بماند برای پستی جدا.

منتظر نظرات هستم، و البته تا این جا دارم مدل های مختلف رو تمرین می کنم، طبیعتا نظراتت کمک می کنه، چون هنوز اول سفرنامه ام، کلی راه دارم تا مقصد.
۱۵ دی ۹۳ ، ۲۰:۴۰ سبک مطهر ..
سلام
عکس هاتون واقعن فوق العاده ان
هر کدوم برا خودشون = ی ستون سفرنامه
پاسخ:
سلام

لطف دارید.
خودم اینطور فکر نمی کنم
۱۶ دی ۹۳ ، ۰۰:۰۲ علی زاهدی
سلام . وبلاگ مثبت منفی توسط یه آشنا حک شد .
لطفا اگر می توانید وبلاگ او را حک کنید .
پاسخ:
سلام علی جان
حک؟!!
۱۶ دی ۹۳ ، ۱۰:۱۰ حسین گلزار
مگه شما حکاکی داری؟ ... سفارشم میگیری ... خخخخخ .... یاده حکاکی های نزدیک مصلی افتادم

پرسه در حوالی زندگی بس گرون بود ابتیاع نکردیمش! چون احتمال دادم صرفا از این کارای خوشگل بازی سانتیمانتال بازیه ..... این طور نیس؟
پاسخ:
فی الواقع تا این لحظه کتاب رو ندیدم، چون هر وقت می‌رم کتابخونه، میگن امانته!!! ولی در موردش تعریف از دوستان زیاد شنیدم. و در موردش خوندم.
۱۶ دی ۹۳ ، ۱۰:۳۶ حامد اشرفی نسب
آقا به نظرم خیلی درگیر فرم شدی. به نظرم حزب اللهی ها باید بسیار به فرم احترام بذارن ولی مفتون فرم نشن!
کلا خود واژه حزب الله یکی از معناهاش به نظرم فرم شکنیه!
این بود اراجیف ما
پاسخ:
وای!!! یعنی من الآن چجوری‌ام؟ مفتون شدم؟

ساختارشکنی رو شدیدا قبول دارم.

ولی فرم از جهاتی اهمیتش بیشتر از محتواست.
باس بره پیش کسی که حکاکی بلد باشه
پاسخ:
:)
۱۷ دی ۹۳ ، ۰۹:۳۴ حامد اشرفی نسب
منظور اینکه مفتون نشدی مفکور! شدی

اقا بردار بقیهه اش رو بنویس
تموم که شد بعدش وقت زیاده
میگم هر جور دوس دارین بنویسین ...
خوشم میاد از این اظهار نظر های فرم و محتوا و اینا ...
۰۳ بهمن ۹۳ ، ۱۹:۱۸ محمد دارینی
قالب پست به نظرم مشکلی نداره و چیزی برای من تو روایت های اول و دومت قابل هضم نبود قالب نوشتنت بود.
وقتی میخوندم یاد اوایل نوشتن خودم افتادم. البته هنوز هم اولشم.
امیدوارم منظورم رو فهمیده باشی
پاسخ:
البته من خوشحالم که نوشته‌هام به سطح نوشته‌های تو رسیده.

ولی خیلی نمی‌فهمم منظورت رو.
شما استاد مایی!
منظورم این بود که سطح نوشتت پایین بود. البته بع نظر من.

پاسخ:
لطف داری

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی