پاورقی,حمید اسماعیل زاده

تجربه‌های ذهن من تمامش در یک پاورقی است. من از این که در متن باشم نمی‌ترسم؛ اما گاهی باید سری هم به پاورقی زد؛ بعضی وقت‌ها حرف مهمی دارد؛ حرفی که جایش فقط در پاورقی است...
تجربه‌های ذهن من تمامش در یک پاورقی است. من از این که در متن باشم نمی‌ترسم؛ اما گاهی باید سری هم به پاورقی زد؛ بعضی وقت‌ها حرف مهمی دارد؛ حرفی که جایش فقط در پاورقی است...




تلگرام؟!

روم به دیوار، می‌تونین توی کانال زیر مطالب وبلاگم رو دنبال کنین :(
@Pavaraqiha


پیام های کوتاه
بایگانی
-->

یادداشت‌های یک سفیر (5)

دوشنبه, ۸ دی ۱۳۹۳، ۰۳:۱۵ ب.ظ

::. سه راهی کوفه ـ نجف ـ کربلا

یکی دو ساعت قبل از اذان صبح وارد نجف شدیم. شب قبلش که از بدره خارج شدیم، بخشی از مسیر را به صورت گروه گروه سوار ماشین‌های ون شدیم و راهی نجف. با کامیون نمی‌شد رفت.

آدرس مکان استراحت در نجف را به همه‌ی اعضای کاروان داده بودند. از آدرس، این بخشش را به خاطر دارم: نزدیک دفاع مدنی، مسجد امام هادی علیه‌السلام.

دفاع مدنی یعنی آتش نشانی. از سه راهی کوفه ـ نجف ـ کربلا، به سمت کربلا راه می‌افتی،‌ اولین سه راهی می‌پیچی دست چپ، مستقیم که بروی می‌رسی به دفاع مدنی. حالا وقتی ماشین آتش نشانی را می‌بینی، ذوق زده می‌شوی که تا اینجا را درست آمده‌ای. خب تا اینجا حدوداً 40 دقیقه فقط داخل نجف پیاده آمده‌ایم. ولی نیم ساعت نه 40 دقیقه نه، یک ساعت دور آتش نشانی هستی و هر گلدسته‌ای که می‌بینی می‌روی سراغش تا ببینی اثری از اسم امام هادی علیه‌السلام هست یا نه. آرزو می‌کنی که کاش اسمش امام کاظم علیه‌السلام بود. چون چندین موسسه به اسم امام کاظم علیه‌السلام  وجود دارد.

1500 متر کمتر با حرم امام علی علیه‌السلام فاصله داریم.

- پیدا نکردین؟ من تا ته خیابون رفتم هیچ جایی به اسم امام هادی نیست.

راه رفتن دیگر فایده‌ای نداشت.

ضبط گوشی‌ام را خاموش می‌کنم و دست از ضبط یادداشت‌هایم می‌کشم؛ خسته می‌نشینم روی جدولی و سنگ‌ریزه‌های کفشم را در می‌آورم.

هوا خیلی سرد بود. به آن طرف خیابان که نگاه کردم، مرد عربی روی صندلی، خواب هفت پادشاه را می‌دید، به حالش غبطه خوردم.

ماشین‌های کنار خیابان مدام صدا می‌زدند: کربلا، کربلا، کربلا

اینکه گم شدن‌مان تقصیر خودمان بود یا کاروان، برایم اهمیّت نداشت، خدا را شکر همان اوّل سفر پیه این سختی‌ها را به تنم مالیده بودم. ولی چیزی که اذیتم می‌کرد، زبان به گلایه باز کردن بعضی از همسفرهایم بود، گلایه‌ای که حتّی گاهی به تهمت و توهین هم کشیده می‌شد. کاری به دیگران ندارم، با خودم کار دارم. 1500 متر تا حرم امام علی علیه‌السلام فاصله دارم و کمتر از 100 کیلومتر تا کربلا. جای گلایه هست؟

خسته هستم، می‌روم داخل مسجدی و بین زوار دیگر، به کمترین جا برای خواب اکتفا می‌کنم و می‌خوابم.

***

در قم، وقتی کوله‌ام را می‌بستم کلّی فکر کردم که اگر بخواهم یک کتاب برای مطالعه بردارم چه کتابی را انتخاب کنم. کتاب کشتی پهلوگرفته اثر سیدمهدی شجاعی را انتخاب کردم و مطمئنم که انتخابی بهتر از این نمی‌شد.

دو روزی که نجف بودم، دوربینم خاموش بود و البته ضبط گوشی‌ام. وارد حرم می‌شدم و بعد از خواندن زیارت حضرت و زیارت امین‌الله، روبروی ایوان نجف می‌نشستم و شروع می‌کردم به خواندن کتاب کشتی پهلوگرفته.

مقصد بعدی کوفه بود.

نظرات  (۹)

۰۸ دی ۹۳ ، ۱۸:۱۳ علی زاهدی
ای بابا ، پس داعش کجای این ماجرا بود ؟؟؟!!!!!
پاسخ:
میاد صبر داشته باش
۰۸ دی ۹۳ ، ۲۰:۴۶ امیر حسین ربانی
آدرس شما رو نمیدونم ولی تو آدرس ما نوشته بود روبروی دفاع مدنی میری به طرف گاراژ نجف بعد میری عسگر مدارس! اونجا میگردی دنبال مسجد امام هادی(ع).
لازم به ذکر است که آدرس محل سکونت15 کیلومتری حرم بود!
۰۸ دی ۹۳ ، ۲۲:۴۱ محمد دارینی
ببین حمید جان!
تکلیف ما رو روشن کن.
اگه یادداشته پس چرا قالبش اینجوریه؟!!!
اگه سفرنامه است پس چرا نوشتی یادداشت؟!
نمیدونم والا! شاید من نمی فهمم!!!
پاسخ:
متوجه تفاوت یادداشت و سفرنامه نمی‌شم. تفاوتی داره؟
۰۹ دی ۹۳ ، ۱۰:۴۳ امید شریفی
خوش به حالتون
آآقا محمد دارینی شما زیاد گیر نده به این بنده خدا؛ این نه یادداشته و نه سفرنامه...
یه گزارش دهی مختصره و البته خوش قلم و خوبه....
پاسخ:
الان این مدح شبیه به ذم بود؟ یا ذم شبیه به مدح؟

ممنون
۰۹ دی ۹۳ ، ۲۱:۲۲ ایمان صمدی نیا
سلام ؛
یاد یک بخش از کتاب تذکره المقامات افتادم (نمی دونم شاید شما هم یادتون باشه ) :
«از او (سیدمحمود دعایی) پرسیدند :کدام یک از مریدان را بیش تر دوست داری ؟ گفت مولانا جلال الدین رفیع را که پنج روز است او را به ... فرستادم و یک سال است که از برایم سفرنامه می نویسد !»
پاسخ:
:)
آفرین، زدی به خال، دقیقاً یک سالی طول خواهد کشید!
۱۰ دی ۹۳ ، ۰۱:۰۰ وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
عکس آخریه یه ترکیب رنگی جالبی داشت!
مثلا یه باغ گل افکت هم داره جالب شده میشه غبطه خورد ¡¡¡
پاسخ:
ممنون.

باغ گل؟! متوجه نشدم
۱۰ دی ۹۳ ، ۱۱:۲۲ محمد دارینی
به نظر من باید تفاوت داشته باشه دیگه!
البته شما خودت ...
پاسخ:
شما خودت ... :)

تفاوت یادداشت و سفرنامه رو بی خیال، مشکلی اگه این یادداشت ها داره بگو، تا در یادداشت‌های بعدی برطرف کنم.
ممنون
۱۰ دی ۹۳ ، ۱۷:۴۰ امید شریفی
از وسط به دو طرف بود...

سفرنامه‌نویسی یکی از سبک های ادبی است که در آن شخصی که به سرزمین‌های دیگر سفر کرده، دیده‌ها، شنیده‌ها، تجربیات، رخدادها و احساساتش را درباره آن سرزمین‌ها برای آگاه کردن دیگران در قالب کتابی می‌نویسد.

یادداشت نویسی در مطبوعات ما سنت دیرینه ای است که به قدمت روزنامه نگاری برمی گردد و هنوز هم مثل همان روزها یادداشت نویسی آدم را به یاد اعتراضات سیاسی و دیدگاه های انتقادی روزنامه نگاران می اندازد. یادم هست که پیشتر سردبیران معمولا به دلیل شکایت خور بودن یادداشتهای را کار نمی کردند و یا برخی از روزنامه ها هم هستند که فقط یادداشتهایشان را می دهند آدمهای مهم بنویسند. متاسفانه در مطبوعات ما که روزنامه ها باید کار احزاب را هم بکنند تا حد زیادی به ابزارانتقال دیدگاه های سیاسی جریان و یا حمله به طرف مقابل محدود شده است. البته کار روزنامه انتقاد گری هست اما همه کار یادداشت که به آن فیچر می گویند این نیست. یادداشت انواع دارد که متاسفانه خیلی به ابعاد دیگرش اهمیت داده نمی شود. چند نمونه از انواع یادداشت عبارتند از: (گزارش‌کوتاه)/ فیچرخبری: فیچر‌خبری معمولا طولانی‌تر از یک گزارش‌خبری مستقیم است. ضرورتا نه از آغاز، ولی به هرحال زاویه‌ی خبری مهم و درخور توجه بوده و نقل‌قول‌ها هم حائز اهمیت هستند. یک فیچر می‌تواند مواردی از قبیل: توصیف، تحلیل، شرحی از تاریخچه‌ی موضوع، گزارش شاهدان عینی، پوشش گسترده‌تر و عمیق‌تری از موضوع و منابع گوناگون را دربرگیرد.
▪ فیچرِبدون‌‌زمان: در این نوع، هیچ زاویه‌ی خبری خاصی وجود ندارد، درواقع این موضوع یا منابع هستند که علاقه‌مندی یا انگیزه‌ی خاص را ایجاب می‌کنند. به‌طور مثال، یک فیچر می‌تواند تجربیات جوانان هم‌جنس‌باز (منحرف) را بررسی کند.
* فیچریا گزارش‌خبری بعنوان پیش‌درآمد: در این‌گونه فیچرها، تأکید چندانی بر روی خودِخبر نمی‌شود، بلکه توضیح خبر و چینشِ صحنه‌ها، برای رویداد درحال وقوع، مورد تأکید قرار می‌گیرد. ممکن است این نوع گزارش‌ها، بر سابقه‌ی تاریخی متمرکز شده و یا به دنبال توضیح یک سری موضوعات یا اشخاصِ درگیر با آن‌ها باشند.
▪ فیچر جذاب: مقاله‌ای به اندازه‌ی یک فیچر، که بر توصیف، گزارش از شاهدان عینی، نقل‌قول و جزئیات واقعی متمرکز می‌شود. سابقه‌ی تاریخی موضوع را نیز دربرمی‌گیرد و نیازی به زاویه‌ی خبری قوی هم ندارد.
▪ فیچر‌خبری عینی: این نوع فیچر، بر‌مبنای مشاهدات گزارش‌گر از رویداد‌خبری بوده، و می‌‌توان توصیف‌، گفت‌وگو، مصاحبه‌، تحلیل، اظهار‌نظر و شوخی و لطیفه‌ها را نیز در آن جای داد. نظر‌شخصی گزارش‌گر هم می‌تواند در آن ارائه شود.
▪ فیچر مشارکت‌جویانه: که در آن، گزارش‌گر درفعالیتی (مثلا پیوستن به یک سیرک برای مدت یک ماه) شرکت کرده و تجربیات خود را شرح می‌دهد.
▪ طرح ساده: نوشته‌ای مستقل، متنوع و سرگرم‌کننده که معمولا در رابطه با پارلمان است؛ به‌عنوان مثال Michale White در روزنامه‌ی گاردین، Mathew Parris در روزنامه‌ی تایمز، Quentim Letts ابتدا در روزنامه‌ی دیلی‌تلگراف و سپس در روزنامه‌ی دیلی‌میل.
▪ مطالبی برمبنای نظرات شخصی: در این‌گونه نوشتار،بر دیدگاه‌ها و تجربیات روزنامه‌نگاران تأکید می‌شود که معمولا بر‌اساس طرز فکر شخصی آنها و به‌صورت بحث‌برانگیزی انتقال می‌یابند. روزنامه‌نگارانی که همواره از جایگاه ثابتی برخوردارند، به ستون‌نویس معروف‌اند.
▪مقالات کوتاه روزانه: مقاله‌های کوتاه، امیدوارکننده، مستقل، حاوی شایعات و خبرهای بی‌اساس، که عموما تحت یک عنوان دسته‌بندی می‌شوند
پاسخ:
ممنون، آدم جزئت نداره به یه خبرنگار حرف بزنه :)

خیلی مفید بودن اطلاعاتی که داید.
فقط فکر می‌کنم یادداشت که در ادبیات ما به کار می‌ره معنای عامی داره و معنای خاصی. یکی از معانی خاصش در فضای مطبوعاته، که این معنا در فضاهای دیگه نیست.
۱۶ دی ۹۳ ، ۰۰:۴۳ وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
منظورم تصویر آخری بود که از کل فضا هست هرکسی یه پتوی رنگی داره و شده رنگی رنگی و مث ی باغ شده افکتی هم ک بهش دادید زیباترش کرده !
برداشتم کاملن هنری بود و تجسمی !!
اونطور هم که شما اون میون جاشدید آدمو یاد صفهای نماز مسجدگوهرشاد میتدازه انوقتی ک جا نیست و همه میگن یکم جا بده ان شالله خدا توبهشت حات بده ؛ اینجوری میشه جاشدن تو اون فضا غبطه خوردن داشته باشه
پاسخ:
سلام، آها متوجه شدم، بله دقت قشنگی بود.
توی این کمبود جا خیلی چسبید خوابش.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی