پاورقی,حمید اسماعیل زاده

تجربه‌های ذهن من تمامش در یک پاورقی است. من از این که در متن باشم نمی‌ترسم؛ اما گاهی باید سری هم به پاورقی زد؛ بعضی وقت‌ها حرف مهمی دارد؛ حرفی که جایش فقط در پاورقی است...
تجربه‌های ذهن من تمامش در یک پاورقی است. من از این که در متن باشم نمی‌ترسم؛ اما گاهی باید سری هم به پاورقی زد؛ بعضی وقت‌ها حرف مهمی دارد؛ حرفی که جایش فقط در پاورقی است...




تلگرام؟!

روم به دیوار، می‌تونین توی کانال زیر مطالب وبلاگم رو دنبال کنین :(
@Pavaraqiha


پیام های کوتاه
بایگانی
محبوب ترین مطالب
-->

مادر "شیار 143" می‌خندد

جمعه, ۲۳ آبان ۱۳۹۳، ۰۹:۵۰ ب.ظ

با فیلم‌هایی که دیدم و دوست‌شون داشتم، توی سینما اشک زیادی ریختم، و اون لحظه احساس کردم تنها منم که به خاطر این صحنه دارم اشک می‌ریزم.

فیلم بوسیدن روی ماه رو که دیده بودم، دروغ اگه نگم، نهایتاً بغض کردم. ولی امشب که فیلم شیار 143 رو دیدم، برای صحنه‌های زیادی گریه کردم، البته در بیشتر گریه‌ها شریک داشتم در سینما.

نمی‌خواستم مقایسه کنم بین دو فیلم. ولی یقیناً فیلم شیار 143 بهتر بود از فیلم بوسیدن روی ماه.

در هر دو فیلم صحنه‌ی رویارویی یک مادر شهید، در یک اتاق تنها، با استخوان‌های فرزندش را می‌بینیم، ولی فکر می‌کنم، در شیار استفاده‌ی بهینه کرد و بوسیدن روی ماه آن را هدر داد، با اینکه بوسیدن روی ماه، تماشاگر را پشت در گذاشت و نرفت داخل.

فکر می‌کنم فیلم شیار 143 با مخاطبانش بیشتر و بهتر ارتباط برقرار کرد، تا بوسیدن روی ماه، یعنی فیلم شیار 143 فیلم غریبه و بیگانه‌ای نبود، آشنا بود، بر خلاف بوسیدن روی ماه.

فیلم آرومِ قشنگی بود شیار 143، خیلی قشنگ.

شیار 143 تقدس‌زداییِ بی خود و بی جهت و بیگانه با شهید و مادر شهید نداشت، ولی اونقدر موضوع رو نزدیک کرد و ملموس، که دیگه شهید و مادر شهید، شخصیت‌های آرمانی دست نیافتنی نبودن.

مادرِ شیار 143، یاد گرفت ناشکر نباشد، گرفته نباشد، راضی باشد، ولی اصلاً‌ از مادر شهید بوسیدن روی ماه خوشم نیومد.

سه یادداشت در مورد این دو فیلم خیلی به دلم نشست. می‌خواستم بخش‌هاییش رو انتخاب کنم، ولی حیفم اومد، این سه یادداشت خیلی عالی‌ان.

اوّلی از وحید یامین‌پور در مورد بوسیدن روی ماه

دوّمی گفتگوی فراستی و اسعدیان

سوّمی نقد فراستیِ همیشه استاد! بر فیلم شیار 143، نقدهایی که اغلب‌شون مقبوله.

نظرات  (۱۴)

۲۴ آبان ۹۳ ، ۱۳:۲۲ محمد دارینی
ترجیح میدم اول برم ببینم بعد بیام برات نظر بذارم.
متنت می‎تونست بهتر باشه!
پاسخ:
ممنون
منتظرم
۲۴ آبان ۹۳ ، ۱۶:۱۵ محسن هاشم آبادی
الان نمی خواستی مقایسه کنی دیگه؟!
پاسخ:
اولش نمیخواستم، ولی شد دیگه!
این چیزهایی که گفتی اصلا مهم نبود . نکته ی اصلی اینه :
قیمت فیلم چقدر بود ؟
چقدر براش هزینه کرده بودند؟و ...
همین شماهایید که باعث میشید سینمای ایران افت کنه دیگه
پاسخ:
منظورت قیمت بلیطه؟

ایندفعه مهمان بودم، فکر کنم قم نزدیک 5000 ت
راستی این فیلمه قشنگ تر بود یا فیلم چ ؟
پاسخ:
گفتم که نمیخوام مقایسه کنم :) :) :)
۲۶ آبان ۹۳ ، ۱۲:۲۹ امید شریفی
شیار فوق العاده بود.
عالی عالی
به ما سر نمی زنید دیگه؟قهرید؟
پاسخ:
نه آقا چرا قهر، چشم
فردا ایشالا میبینمش
پاسخ:
ان شاالله
مردم دو دسته اند، یا سه شنبه‌ها میرن سینما، یا کلا نمی‌رن سینما. یه دسته‌ی دیگه هم هست که غیر از سه شنبه می‌رن، ولی توی آمار نمیان :)
۲۶ آبان ۹۳ ، ۱۸:۵۳ هادی سیاوش کیا
معرفی سایت خوبی بود.
ممنون.
پاسخ:
خواهش می‌کنم.
خدا رو شکر به اندازه‌ی یه معرفی سایت خوب بود. :)
واقعا؟!!!
۲۷ آبان ۹۳ ، ۱۲:۳۲ هادی سیاوش کیا
نه شوخی کردم.

معرفی سایت خوبی هم نبود.
پاسخ:
پس خدا رو شکر که مطلب خوبی بوده
حضرت آیت الله خامنه ای دامت برکاته: شما افسران جوان جنگ نرم هستید و عرصه جنگ نرم بصیرتی عمار گونه و استقامتی مالک اشتر وار می‌طلبد؛ با تمام وجود خود را برای این عرصه آماده کنید.
---------------------------------------------------------
سلام همسنگر
وبگاه خوبی دارید...
اگر مایلید به سایت حقیر هم سری بزنید...
اگر خواستید تبادل لینک کنید هم مارو با نام"راه شهدا"لینک کنید بعد خبر بدید
"یاعلی"
پاسخ:
علی یارتون
بوسیدن روی ماه...خیلی قشنگ بود..خاص..
شیار رو هنوز..ندیدم..
پاسخ:
بوسیدن روی ماه، یه جورایی خیلی توی ذوقم خورد
۰۷ آذر ۹۳ ، ۱۴:۲۶ دکـ لـ مـ هـ
سینماهای رشت که ترجیح میدن فیلمای دوماه پیش روی پرده بمونه و سالنا خالی باشن،
ولی شیار 143 رو نیارن11111
الله اکبر
پاسخ:
خب یه سر بیا قم، هم ما ببینیمت هم تو بری سینما
۰۷ آذر ۹۳ ، ۲۳:۵۸ دکـ لـ مـ هـ
شما که دیگه ستاره سهیل شدین :)
ان شاءالله...
ان شاءالله قبل شما و سینما، بانو بطلبه :)
پاسخ:
ان شاالله

ای وای...!
من فیلم رو دیدم ولی نیومدم! ببخشید!
با بیشتر حرفات موافقم ولی هنوز هم رو حرفم هستم. خانه ای کنار ابرها یه چیز دیگس. حداقل از نظر من اینجوریه.

از این جور یادداشتات خیلی لذت میبرم. یه عالمه حرف میزنی بعد انتظار داری مخاطب حرفای دیگرون رو هم بخونه؟!!!
پاسخ:
خوش اومدی.
خانه‌ای کنار ابرها چه ربطی داره این فیلم؟(ندیدمش هنوز)

خوشحالم که لذت می‌بری، توقع بیجا دارم یعنی؟!
فکر میکنی نمیفهمم همش آخر جواب هات سوال میکنی که آدم مجبور باشه جواب بده بعد آمارت بره بالا.
میفهمم... ولی جواب میدم که بدونی دنبال جوابت میام (این جمله کنایه داره)

میتونی توقع داشته باشی ولی من وقتی اون همه مطلب رو میخونم دیگه حال ندارم برم اون رو هم بخونم. البته من رفتم خوندم ها!
پاسخ:
کدوم همه مطلب؟ من 300 کلمه هم ننوشته‌ام که.

ممنونم که پیگیری

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی