پاورقی,حمید اسماعیل زاده

تجربه‌های ذهن من تمامش در یک پاورقی است. من از این که در متن باشم نمی‌ترسم؛ اما گاهی باید سری هم به پاورقی زد؛ بعضی وقت‌ها حرف مهمی دارد؛ حرفی که جایش فقط در پاورقی است...
تجربه‌های ذهن من تمامش در یک پاورقی است. من از این که در متن باشم نمی‌ترسم؛ اما گاهی باید سری هم به پاورقی زد؛ بعضی وقت‌ها حرف مهمی دارد؛ حرفی که جایش فقط در پاورقی است...




تلگرام؟!

روم به دیوار، می‌تونین توی کانال زیر مطالب وبلاگم رو دنبال کنین :(
@Pavaraqiha


پیام های کوتاه
بایگانی
-->

۷ مطلب در مرداد ۱۳۹۳ ثبت شده است

چهار هزار شاگرد داشته باشی

و خانه‌ات میان آتش بسوزد

و تو را با دست بسته به دربار ببرند

و ...

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ مرداد ۹۳ ، ۱۵:۰۷


دلم نمی‌خواهد کتاب را بی‌معرّفی بگذارم، ولی فعلاً هم حرفی برای معرفی‌اش ندارم جز این بخش از کتاب که در ادامه می‌خوانید. کتاب فرهنگ شیطان کتابی شاید طنز باشد (و البته دقیقاً طنز) که بعد از خواندش متوجه می‌شوید که همه‌ی دانسته‌هایتان در واقع چیز دیگری بوده‌اند. مثل همین یکی:

  

اعتاق (ازاد کردن بنده):

طوق خودکامگی را از گردن برده‌ای برداشتن و در عوض او را به استبداد خودش گرفتار کردن.

برده بود، گوش به فرمان در آمد و شد با طوق آهنین بر استخوان نشسته.
«آزادی» از راه رسید، نام اربابش را زدود
میخ‌ها را محکم‌تر کوفت و نام خود را بر آن حک کرد.

کتاب فرهنگ شیطان نوشته‌ی آمبروز بیرس

 

 

خواندن این کتاب از حسن اتفاق با کتابی دیگر مقارن شد که باشد معرفی‌اش برای بعد.

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ مرداد ۹۳ ، ۱۲:۲۷

و هنوز فرعون

از کودکان و نوزادان

وحشت دارد

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ مرداد ۹۳ ، ۱۱:۴۵
دشمن ما ماشین ها هستن.
بهتره اسلحه ات رو سمت ماشین ها بگیری.

(دیالوگی از فیلم نابودگر 4)
۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ مرداد ۹۳ ، ۰۰:۵۶

جناب آقای محمدرضا احمدآبادی

کسب مقام قهرمانی کشتی در مسابقات نونهالان کشور توسط جناب آقای دکتر سید ابوالفضل میرعلی، که به پاس زحمات و حمایت‌های شما بزگوار از ورزش کشتی صورت گرفت، را به شما و خانواده بزرگ ورزش سبزوار تبریک عرض می‌نماییم.

از طرف بچه‌های بلوک 7 شهرک توحید

سوال: 2 تفاوت بین عکس بالا و هر عکس دیگری که دلتان خواست پیدا کنید و برای ما بفرستید، به قید قرعه به هیچکس جایزه داده نمی‌شود، هر کی بفرسته بهش می‌دیم!

۱۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۹ مرداد ۹۳ ، ۰۱:۴۰

آخ که دلم گرفته است ...

دلم می‌خواهد شب تولدم باشد و هدیه‌ی تولدم سنگ قبری که تاریخ وفاتش یک روز بعد سالروز تولدم حک شده است، باشد. یعنی همان شب تولدم سرم را روی خاک بگذارم و بمیرم.

ولی کارهای نکردنی زیاد دارم.

هنوز کارهای نکرده و عقب افتاده زیاد دارم.

آخ خدا که چه قدر دنیایی‌ام.

حتّی سنگ قبر  تولدم را باید بیاورند تا بمیرم؟!

یعنی به همین سنگ قبر هم دل بسته‌ام.

به همین هدیه‌ی تولد؟!

آخ خدا که چه قدر دلم می‌خواهد گریه کنم.

دارم فرار می‌کنم. معلوم است نه؟!

از قیافه‌ام! از صحبت کردنم! از وبلاگم! از لباس پوشیدنم! از ...

آرزوی مرگم هم فرار است از مسئولیت‌هایم، معلوم است؟ خیلی؟!

خدیا ...

عاقبت به خیرم کن.

۱۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ مرداد ۹۳ ، ۰۱:۰۳

آخ که دلم لک زده واسه این که بشینم جلوی یه آینه و باهاش حرف بزنم... +

۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ مرداد ۹۳ ، ۲۰:۰۷