پاورقی,حمید اسماعیل زاده

تجربه‌های ذهن من تمامش در یک پاورقی است. من از این که در متن باشم نمی‌ترسم؛ اما گاهی باید سری هم به پاورقی زد؛ بعضی وقت‌ها حرف مهمی دارد؛ حرفی که جایش فقط در پاورقی است...
تجربه‌های ذهن من تمامش در یک پاورقی است. من از این که در متن باشم نمی‌ترسم؛ اما گاهی باید سری هم به پاورقی زد؛ بعضی وقت‌ها حرف مهمی دارد؛ حرفی که جایش فقط در پاورقی است...




تلگرام؟!

روم به دیوار، می‌تونین توی کانال زیر مطالب وبلاگم رو دنبال کنین :(
@Pavaraqiha


پیام های کوتاه
بایگانی
-->

۳ مطلب در فروردين ۱۳۹۳ ثبت شده است

یکی از فانتزی‌هام اینه که با شخصیت‌های بزرگ، توی جاهای کوچیک و صمیمی باشم، مثلا با احمدی‌نژاد توی یه اتاق، با امام خمینی توی یه ماشین و همینطور مثال‌های دیگه.

از قضا دیروز با مسعود فراستی بزرگ، توی یه آسانسور 3 نفره، من بودم و مسعود بود و 2 نفر دیگه!!! وقتی با مسعود خان فراستی صحبت می‌کردیم از فرط تنگی جا تقریبا اینطوری داشت نگاهم می‌کرد.

۱۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۴ فروردين ۹۳ ، ۱۹:۵۰

امروز با یه مشت آدم از سبزوار بلند شدیم رفتیم پیش یه مشت آدم دیگه توی نیشابور، بچه‌های مجموعه‌ی لشکر فرهنگی یوسف زهرا.

این ماییم، و اونی که با فلش معلومه منم.

این اونان،‌با ما، من هم که معلومم دیگه.

***

بچه‌های لشکر فرهنگی یوسف زهرا و خیلی‌های دیگه‌ای که من نمی‌شناسمشون، نادر هستند. نوادری که اماممان دنبالشان می‌گردد، و انشاالله دنبالمان ...

۱۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ فروردين ۹۳ ، ۰۰:۱۱

ما یه روز بلند شدیم با این آقای شلوار قشنگ! رفتیم عکاسی اون هم قبرستان قدیم شهر...

عجالتا این چند تاشو ببینید، تا وقتی از این ماچ و بوسه‌های عید راحت شدیم (نیست خیلی هم می‌رم عید دیدنی!) مفصلش رو بذارم.

    

* بهترین تفریج و لذتی که توی دنیا دارم، عکاسیه، البته بعد از خیلی چیزهای دیگه

۱۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ فروردين ۹۳ ، ۲۲:۲۸